قهرمان ميرزا عين السلطنه

637

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

آنها من‌حيث مجموع چهارصد كرور نسخه به طبع مىرسد . عدد تصنيفات و تأليفات كتب مختلفه بيست و دو هزار است . الان در كشتىسازى طورى استاد شده‌اند كه ابدا محتاج به كشتى انگليسى و غيره نيستند . توپ و تفنگ و ساير اسلحه از هرقسم خودشان مىسازند . ترقى علوم آنها از فرنگستان گذشته است . تمام را همين پادشاه حاليه ترتيب داد . اسم پادشاه « موتسوهيتو » و اسم ملكه « هريكو » [ است ] . پادشاه را ميكادو خطاب مىكنند . اخبار جهان اين نزاع چين در ژاپن براى خاطر دولت كرده مىباشد . امپراطور روس مىگويند خيلى سخت ناخوش است و مشكل جان به‌در برد . وليعهد روس اصرار به عروسى دارد . نوهء ملكه انگليس دختر « دوك هس‌دارمستد » را چندى قبل نامزد كرده است . القاب تازه - جلو افتادن از ژاپون القاب تازه كه داده شده يكى مقبل السلطنه ، ديگرى وثوق الدوله ، صدق الملك ، مسنن السلطنه . به حمد الله تمدن ما در اين قليل مدت از ژاپن گذشته . چيزى كه بلد هستيم لقب و منصب دادن [ است ] . غلطات علمى اعتماد السلطنه پنجشنبه 25 - ديشب را خانهء عماد السلطنه رفتيم . نواب عليه تشريف داشتند . خيلى خوش گذشت . چندى قبل در روزنامه اشاره شد كه مطالب بىمعنى و غلطات علمى اعتماد السلطنه را نوشته قبل از رفتن الموت بتوسط پست به امضاى شيخ محمد حسن شهرستانك روانه كرديم . در روزنامهء اطلاع نمرهء 354 صفحهء چهارم اين جواب را نوشته : « سكت عن السفيه فظن انى * عييت عن الجواب و ماعييت كراسه‌اى مشتمل بر لختى انتقادات نسبت به برخى از اجتهادات كه مصحح تاريخ ايران و مكمل جغرافى آن فيلسوف الحضرت آقاى اعتماد السلطنه دام تأييده و تسديده در مطاوى بعضى از مصنفات رائق و آثار فائق خود كرده‌اند به نظر رسيد به امضاء شيخ محمد حسن نام . چون از سوق تقرير كه همه لم‌لم است و لا نسلم مستفاد مىشد كه مقصود نگارندگان فقط مراء و جدل است و اسناد خطا و خطل ، لاجرم فيلسوف اعظم صاحب الصيت المنبسط فى العالم خاموشى را مناسبتر يافتند از تجشم جواب و ارشاد به حق و صواب كه : لو كل كلب عوى القمة حجرا * لا صبح الصخر قيراطا بدينارى الفقير محمد المهدى شمس العلماء « 1 » خدا شاهد است مطالبى كه نوشته بوديم تمام عين واقع است و تمام را از روى كتب خودش كه درج شده نسخه‌اى از آن مطالب در جعبهء من است نگاه‌دارى آن را بايد كرد

--> ( 1 ) متن اين نامه از روى روزنامه اصلاح شد . از دانشمند گرامى دكتر محمد اسمعيل رضوانى سپاسگزارم كه متن را از روى روزنامه بر من خواند . ايرج افشار .